دوستت دارم بی آنکه بدانم چرا
یکشنبه, می 11th, 2008ای سربلند تر از هر فصل و ای با شکوه تر از ماه دوستت دارم
تو را که زاده ی سبز انتظاری تویی که نگاهت سلامت و کلامت جاودانه شد
دوستت دارم بی آنکه بدانم چرا
ای سربلند تر از هر فصل و ای با شکوه تر از ماه دوستت دارم
تو را که زاده ی سبز انتظاری تویی که نگاهت سلامت و کلامت جاودانه شد
دوستت دارم بی آنکه بدانم چرا
خرمن زلف من کجا؟ شاخه یاسمن کجا؟
قهر ز من چه می کنی ٬ بهر تو همچو من کجا؟
صحبت باغ را مکن پیش بهشت روی من
سبزه ی عارضم کجا؟ خرّمی چمن کجا؟
لاله و من چه نسبتی؟ ساغر او ز می تهی
ساق فریب زن کجا؟ ساقی سیمتن کجا؟
غنچه دهان بسته یی ٬ پیش لب شکفته ام
گرمی بوسه ام کجا؟ سردی آن دهن کجا؟
نرگس و دیدگان من؟ وای از این ستمگری
در نگهم ترانه ها ٬ در نگهش سخن کجا؟
بر سر و سینه ام مکش دست که خسته می شود!
نرمی پیکرم کجا؟ خرمن نسترن کجا؟
این همه هیچ ٬ بهر تو ٬ یار ز خود گذشته یی
دوستی ِ تو خواسته ٬ دشمن خویشتن کجا؟
می روی و خطاست این ٬ شیوه ی نابجاست این
قهر ز من چه می کنی؟ بهر تو همچو من کجا ؟
.
طرح بهاره ایرانسل – جشنواره بهاری ایرانسل